You are currently viewing رالف رانگنیک، پروفسور آلمانی

رالف رانگنیک، پروفسور آلمانی

  • Post category:تحلیل
  • Reading time:1 mins read

در آن زمان من در لیگ دسته ششم در باشگاه FC Viktoria Backnang در خارج از اشتوتگارت مربی و بازیکن بودم. ما خیلی خوب نبودیم؛ اما بسیار خوش‌شانس بودیم.

در یک روز سرد در فوریه سال ۱۹۸۳ یک اتفاق خاص برای ما افتاد. دیناموکیف، تیمی‌که مربی افسانه‌ای، والری لوبانفسکی، را بر روی نیمکت خود داشت در یک مرکز تمرینی در مجاور زمین تمرینی ما در حال تمرین بود. آن‌ها‌ نیاز به یک حریف آسان و ساده برای بازی داشتند. ما با آن‌ها‌ بازی کردیم؛ پس از گذشت دقایقی از بازی هنگامی‌که توپ به بیرون رفت من از فرصت استفاده کردم و با قدری تامل به زمین فوتبال نگاه انداختم. احساس کردم تعداد بازیکنان آن‌ها‌ بیشتر از ۱۱ نفر است. آیا من اشتباه می‌کردم؟!

ما قبلا در برابر تیم‌های قدرتمندی بازی کرده بودیم. گرچه که همیشه مقابل آن‌ها‌ شکست می‌خوردیم اما حداقل زمانی برای نمایش خود در بازی و تنفس داشتیم. دیناموکیف اولین تیمی بود که من تا به حال مقابل آن قرار گرفته بودم که به طور سیستماتیک پرس پرفشاری را انجام می‌داد. این زمان و اتفاق مهمی در فوتبال من بود. من فهمیدم روش دیگری نیز برای بازی وجود دارد.

 

 

چند سال بعد من به عنوان مربی تیم آماتور اشتوتگارت منصوب شدم. در آن‌جا من با یک مهندس آموزش فوتبال آشنا شدم. او اولین مربی آلمانی بود که سیستم (Ballorientierte  Raumdeckung) را معرفی کرد؛ سیستمی با پوشش فضاهای مشخص برای قطع توپ‌های حریف. نام این مرد هلموت گروش بود.

ما شروع به نوشتن راهنمای مربیگری کردیم. ما دوستانی در ایتالیا داشتیم که فیلم‌های آریگو ساکی بزرگ را برای ما می‌فرستادند. ما آن‌قدر آن نوارها را دیدیم و مکث کردیم که نه تنها نوارها بلکه دستگاهمان نیز خراب شد. در سال ۱۹۹۸ ما مسئولیت تیم SSV ULM را در دسته دوم بوندسلیگا بر عهده داشتیم. در آن زمان من به برنامه تلویزیونی رفتم تا درباره دفاع ۴ نفره خطی صحبت کنم. این تاکتیک برای آلمان آن زمان تقریبا جدید و بسیار جالب بود.

 

فلیکس ماگات می‌گوید: تاکتیک پدیدیه‌ای بد برای بازیکنان است

 

اگر می‌خواهید سرعت بازی خود را بالا ببرید باید ذهن و دید خود را توسعه دهید و قوی کنید تا پاها نیز بهتر و سریع‌تر باشند.خوشبختانه در حال حاضر این تغییر نگرش در بوندسلیگا صورت پذیرفته است و مواردی که ۱۰ یا ۱۵ سال پیش انقلابی در فوتبال آلمان بود اکنون استاندار و عادی شده‌اند. عموما تیم‌هایی که در برابر لایپزیش بازی می‌کنند به یک نحوی از سیستم مشابه لایپزیش استفاده می‌کنند. یعنی آتش در برابر آتش!

اما هنوز اختلافاتی وجود دارد. اخیرا شاهد بازگشت ۳۵۲ همراه با پوشش تک به تک بازیکنان هستیم. گاهی اوقات تیم‌ها اتوبوس را جلوی دروازه خود پارک می‌کنند و ما را مجبور می‌کنند مالکیت زیاد داشته باشیم. این عمل سرعت انجام حرکت و سرعت بازی را کاهش می‌دهد و ایجاد موقعت گلزنی را دشوار می‌کند. اگر شما مالکیت بیش از حد داشته باشید بازی شما شبیه هندبال می‌شود و به جایی نمی‌رسید.ما می‌خواهیم و برنامه داریم پاس‌هایی با خطر از دست رفتن توپ بالا ارسال کنیم، با آن‌که امکان به مقصد نرسیدنشان زیاد است اما اگر موفق شود بسیار عالی است و نیز ما شانس استفاده از توپ دوم را نیز داریم.هیجان‌انگیزترین مورد برای من این است که ببینم بازی انتقالی چگونه پیشرفت کرده و تسریع شده است. در این بازی ۸ تا ۱۰ ثانیه پس از از دست دادن توپ یا تصاحب آن زمان‌ها‌یی هستند که تاثیر زیادی در مشخص کردن برنده و روند بازی دارند. در این زمان‌ها‌ اتفاقات زیادی می‌افتد. بخش عمده تمرینات نیز به این زمان‌ها‌ و به هماهنگی و حرکات همزمان بازیکنان مربوط می‌شود و این بسیار مهم است.

 

 

۵سال پیش فکر می‌کردم غیرممکن است که یک مربی دو و میدانی به من بگوید تیم من امروز چند متر و با چه سرعتی باید در تمرین بدود. اما اکنون این اتفاق افتاده است. در گذشته مربیان به حس و چشمانشان اعتماد می‌کردند و طبق آن تیم را تمرین می‌دادند. اما حال همچون این حالت است که به شما می‌گویند چه مقدار بنزین در باک است و تا چه مسافتی می‌تواند شما را ببرد و همه چیز دقیق و حساب شده است!

بهبود و بهتر شدن به معنای به سرانجام رساندن سریع‌تر کارها، تجزیه و تحلیل سریع‌تر آن‌ها‌، تصمیم‌گیری سریع‌تر و نیز سریع‌تر اقدام کردن است. در لایپزیش ما در حال افزایش توان حافظه و ذهن و پردازش سریع‌تر هستیم.
به عنوان مثال ما بازیکنان را در  soccer bot قرار می‌دهیم. دستگاهی که بازی‌های قبلی را شبیه‌سازی می‌کند و به بازیکنان امکان می‌دهد لحظات اصلی مسابقه را دوباره تجزیه و تحلیل کنند. این همان فوتبال پلی‌استیشنی است اما با پا!

من به مرور به عنوان مربی کمی ‌با آرامش‌تر و آرام‌تر شده‌ام. من آموخته‌ام که بسیاری از اشتباهات ناشی از تحول عاطفی بیش از حد در طول بازی است. یا عصبانی هستید و یا شیفته تیم و شرایط موجود. مهم این است که تعادل و آرامش خودتان را حفظ کنید و بی‌عاطفه به بازی نگاه کنید؛ آن‌چه واقعا در جریان است تجزیه و تحلیل کنید و ببینید چه مواردی باید تغییر کنند. همچنین تجربه به من آموخته است که بازیکنان به قوانین مشخصی احتیاج دارند. اما این کافی نیست که به آن‌ها‌ بگویید چه کاری را باید و یا نباید انجام دهید. شما باید آن‌ها‌ را متقاعد کنید که رعایت قوانین برای آن‌ها‌ مفید است. فشاری که از جانب دیگر بازیکنان بر هم وارد می‌شود بسیار مهم‌تر و تاثیرگذارتر از فشار مربی یا مدیر است.

قوانین در مورد مربی نیز باید اعمال و انجام شود، زیرا شما آن‌چه را که موعظه می‌کنید باید انجام دهید. در بخش‌هایی از فوتبال آلمان اشتیاق به همان روش سنتی و پایبندی به همان روش‌های کلاسیک هنوز وجود دارد اما آن روزها تمام شده‌اند.

 

 

اکنون ۶۰ سال دارم و از اینکه دفتر شخصی خود را دارم شکرگذارم. من با بازیکنان ارتباط خوبی دارم، اگر درک و فهمیدن ترس و آرزوهای آن‌ها‌ را متوقف کنید، باید مربی بودن را نیز متوقف کنید. من بسیار خوش‌شانس هستم که دو پسر دارم که هم‌سن بازیکنان هستند. من وظیفه خودم می‌دانم به آن‌ها کمک کنم تا با همه وسوسه‌ها و آرزوهای جعلی که در جوانی با این درآمد زیاد با آن مواجه می‌شوند کنار بیایند و به بهترین شکل آن‌ها‌ را اداره کنند.
نکته مهم و اصلی این است که با آن‌ها‌ به شکل بزرگسالان رفتار کنید حتی اگر بعضی از آن‌ها‌ هنوز نوجوان باشند. شما باید موضوعات مورد نیاز را منطقی برای آنان توضیح دهید. به عنوان مثال  چرا مواردی مانند تغذیه یا خواب برای سلامتی و عملکرد آن‌ها‌ مهم است.

در لایپزیش همه افراد به نوعی در نتیجه حاصله موثراند. آن‌ها‌ کاملا تیم و گروهی منظم و معقول‌اند که در مسیر درستی قرار دارند. در فوتبال همانطور که گفتم هنوز برخی با ذهنیتی گیر افتاده در گذشته باقی مانده‌اند. بازیکنانی که شب از اردو تیم فرار می‌کنند تا در مهمانی‌ها شب را صبح کنند. اما می‌گویم آن دوران تمام شده و فوتبال حال حاضر و آینده به نوعی است که بازیکنانی که چنین رفتاری را می‌کنند به دلیل ناآمادگی بدنی و نداشتن تمام قدرت خود قابل استفاده چندانی نیستند. فوتبال آن‌قدر سریع و بی‌امان شده است و به پیش می‌رود که فقط ورزشکارانی که در شرایط اوج هستند می‌توانند موفق شوند. شغل من شغل پیشرفت بازیکنان است.

بازیکنان اگر احساس کنند شما باعث بهبودی و بهتر شدن آن‌ها‌ می‌شوید، شما را دنبال می‌کنند و پیرو شما هستند. این بزرگ‌ترین و صادقانه‌ترین انگیزه‌ای است که وجود دارد.

 

مبنع: Coach voices
مترجم: امیرعباس شریفی
کاری از گروه فنی آنالیزتاکتیکی

این پست دارای 2 نظر است

دیدگاهتان را بنویسید