You are currently viewing زندگی من در پیراهن سرخ و سفید

زندگی من در پیراهن سرخ و سفید

  • Post category:تحلیل
  • Reading time:2 mins read

آرسن ونگر: من می‌خواهم هر مطلبی را که باعث می‌شود به من کمک کند که انسان‌ها را بیشتر بفهمم و درک کنم یاد بگیرم و بخوانم

آرسن ونگر عموما در فکر این است که هنگام مرگ به خداوند چه می‌گوید. در بیشتر مواقع زمانی که در این فکر است خداوند از او می‌خواهد که زمانی را که روی زمین زندگی می‌کرده است توجیه کند و بگوید چه‌طور و چگونه به زندگی خود و دیگران معنی و مفهوم داده است. ونگر می‌گوید: من سعی کردم که در مسابقات فوتبال برنده شوم!

خداوند به او نگاه می‌کند و می‌گوید فقط همین!؟

ونگر در ادامه می‌گوید: برنده شدن در مسابقات واقعا سخت است و اگر کار خود را به خوبی انجام دهید، سرخوشی و شادی زیادی را برای میلیون‌ها نفر به ارمغان می‌آورید ولی اگر این کار را نکنید… ونگر به واقعیت باز می‌گردد.  ونگر ۷۰ ساله در تماس ویدیویی از زوریخ می‌گوید: گاهی اوقات فکر می‌کنم از این که زندگیم را وقف فوتبال کرده‌ام می‌ترسم. بنابراین وقتی با خدا صحبت می‌کنم احساس عجیبی دارم. پس وقتی به خداوند و بعد از مرگ فکر می‌کنم مسخره به نظر می‌آید که کل زندگی را وقف فوتبال کرده باشید. از این است که می‌ترسم.

ونگر در سال ۱۹۴۹ در دهکده‌ای در شرق فرانسه به نام الزاس متولد شد. او از ابتدا به روانشناسی و درک روانشناختی بسیار علاقه‌مند بود و بینش‌های اولیه‌ای را نیز کسب کرده بود.

او در زندگینامه سرخ و سفید من (زندگی نامه جدید خود) به یاد می‌آورد: الکل، نزاع، خشونت و… همه چیزهایی است که باعث تنفر من از کودکی می‌شد. او در انتها به یک هافبک سرسخت تبدیل شد که در تیم استراسبورگ در دسته اول فوتبال فرانسه بازی می‌کرد؛ اما او همیشه به طور دقیق و عمیق و وسواس‌گونه به این ورزش می‌نگریست. او در اوایل ۳۰ سالگی به صورت آکادمیک به سوی مربیگری رفت. ابتدا در کن و سپس در نانسی و بعد در موناکو و در ژاپن نیز در تیم ناگویا گرامپوس مربیگری کرد.
در سال ۱۹۹۶ ونگر لاغر و قدبلند به عنوان چهارمین سرمربی خارجی لیگ برتر انگلیس انتخاب شد. او ۲۲ سال در این پست باقی ماند و در نهایت داستان او و آرسنال در سال ۲۰۱۸ به پایان رسید. در این مدت او موفق به کسب ۳ قهرمانی لیگ برتر و ۷ قهرمانی جام حذفی شد.

در حالی که رقیب او، سر الکس فرگوسن، با برخورد “سشواری” به بازیکنانش انگیزه می‌داد، ونگر در تمرینات “نامرئی” بود. با یک رویکرد جامع فراتر از تناسب اندام و مهارت‌های حرکت با توپ، سبک زندگی و تغذیه تیم را اصلاح کرد. به بازیکنان دستورالعمل چگونه جویدن غذا نیز گفته شده بود. تقویت انرژی بازیکنان در بین دو نیمه با یک شکلات یا نوشیدنی گازدار و یا حتی تکه‌ای قند.

زیربنای همه چیز عشق عمیق و مشتاقانه ونگر برای پیروزی بود؛ پیروزی با سبک خودش. در زندگینامه سرخ و سفید من، او فوتبال و آرسنال را یک مسئله مرگ و زندگی توصیف می‌کند؛ نه یک بار بلکه ۳ بار!

اما آیا منظور او واقعا این است؟

ونگر پاسخ می‌دهد: من معتقدم و می‌گویم فوتبال در یک سطح بالا چنین است، زیرا اگر این موضوع مرگ و زندگی نباشد، برای شما معنای کافی نیست و شما مدت طولانی در این کار دوام نمی‌آورید. گاهی اوقات رقابت ونگر از بین می‌رفت، به ویژه درگیری‌های حماسی و درخشان او ابتدا با فرگوسن و سپس با مورینیو.درکتابش بارها درباره قدرت خوردکنندگی فرگوسن در فوتبال انگلیس که با قدرت به پیش می‌رفته صحبت شده است؛ در حالی که نام مورینیو یک بار هم حتی ذکر نشده

ونگر می‌گوید: نمی‌خواستم کتابم کتاب انتقام یا ناامیدی، خشم و بی عدالتی باشد. من نمی‌خواستم نشان دهم خب او این کار را با من کرد و این چیزها. شما می‌دانید در زندگیتان چه گذشته است و سعی می‌کنید و می‌خواهید بالاتر از آن‌چه هستید باشید و می‌خواهید رشد کنید. من می‌خواستم این یک تجربه مثبت و خوب از زندگی باشد. قطعا شما نمی‌توانید زندگی‌ای را که تاکنون من داشته‌ام تجربه کنید و منفی‌نگر نباشید.

ونگر در ادامه می‌خواهد توضیح دهد و روشن کند که احترام همیشه وجود دارد. هر مدیر و سرمربی‌ای دوره‌های خوب و بد را پشت سر می‌گذارد، آن‌ها انسان هستند. اندازه‌گیری کیفیت در کار ما بسیار دشوار است. به عنوان مثال، فصل گذشته لیورپول به عنوان قهرمانی رسید و یورگن کلوپ به خاطر آن مورد تمجید و ستایش قرار گرفت و این ستایش‌ها کاملا به حق بود. اما کریس وایلدر با شفلید یونایتد توانست رتبه ۹ را به‌دست آورد که این نیز کار بسیار بزرگ و قابل ستایشی است.

چه کسی کار بهتر و بزرگ‌تری را انجام داده است؟

شما نمی‌دانید!

ونگر از زمان ترک آرسنال به مربیگری و حاشیه‌هایش بازنگشته است. اما از ماه نوامبر که او به عنوان رئیس فیفا برای توسعه جهانی فوتبال منتصب شده بسیار پرتلاش و سخت‌کوش بوده است. او در سال ۲۰۱۵ از همسرش آنی بروسترس جدا شد. دختر آن‌ها لیا، در حال به اتمام رساندن دکترای علوم اعصاب در دانشگاه کمبریج است.

او زمان خودش را بین لندن، پاریس، و پایگاه فیفا در زوریخ تقسیم می‌کند، اغلب در هتل اقامت دارد و اعتراف می‌کند که سخت‌ترین زمان او در دوران کرونا زمانی بوده است که اغلب لیگ‌های جهان به حالت تعویق درآمدند؛ او می‌گوید نمی‌دانم چرا اما بازی‌های فوتبال زندگی من است و فکر نمی‌کنم هرگز تغییر کند. بنابراین خیلی دلم برای آن‌ها تنگ شده بود.

امروز بعد از ظهر هنگام صحبت چهره ونگر بسیار شاداب و با طراوت و خندان بود و همچون گذشته وقتی لبخند می‌زد چروک‌های صورتش بیشتر می‌شد.حال هیچ سوالی ممنوع نیست. این حال کاملا برخلاف سال‌های آخر او در آرسنال است.

وقتی که او را اغلب با تشویشی درونی و ناخوشایند می‌دیدیم.گرچه ظاهرش سرحال به نظر می‌رسید ولی از درون این‌گونه نبود.مجبور بود توجیه کند که چرا هنوزکنار نرفته است؛ از این که کارش برای تعادل بخشیدن به عملکرد آرسنال در زمین با سخت‌گیری‌های مالی بعد از انتقال به ورزشگاه امارات بود و مورد تاثیر قرار نمی‌گرفت.

این ناامیدی‌ها هنوز هم وجود دارد. و مطمئنا ونگر هیچ‌گاه این انعطاف‌پذیری را به‌دست نمی‌آورد؛ موردی که خیلی‌ها آن را جدی‌ترین نقص او در آرسنال می‌دانند. این که عقاید محکم در مورد نحوه بازی فوتبال در نهایت باعث خروج او از آرسنال بود. آرسنال یک سبک بازی داشت. درست است که مورد انتقاد قرار می‌گرفت اما یک سبک بازی وجود داشت.

من می‌توانم درک کنم که مردم فقط می‌خواهند برنده شوند اما شما باید تمایل داشته باشید که بیان و حس تیم را به هنر تبدیل کنید.
وقتی هوادار صبح از خواب بلند می‌شود، باید فکر کند: اوه! شاید امروز یک تجربه فوق‌العاده داشته باشیم و صحنه‌های حیرت‌انگیزی را مشاهده کنیم. او می‌خواهد در بازی برنده شود اما همچنین می‌خواهد بازی زیبایی را ببیند.

ما برای این مصاحبه از شما سوالاتی می‌پرسیم که از افراد زیادی از منتقدین شما تا تحسین‌کنندگانتان جمع‌آوری شده است. بیش از ۸۰۰ مورد سوال که یک رکورد است. درباره اخلاق ونگر تا تاثیر او بر زندگی مردم و…

مارک استرانگ (بازیگر)
با ۲۲ سال سابقه مربیگری در آرسنال، مهم‌ترین چیزی که یاد گرفتید چیست؟ و اگر بخواهید به خودتان در زمان شروع به کار در آرسنال توصیه کنید چیست؟

آن‌چه من آموختم این است که نحوه رفتار من محبوبیت زیادی در سراسر جهان ایجاد کرده است و این باعث شد که من بفهمم در ورزش، به ویژه فوتبال، از مهم‌ترین ارزشهایی که از آن برخوردار شده‌ام احترام بوده است و قطعا همه چیز پیروزی نبود. البته که چیزی که باعث چهره محبوب آرسنال فعلی شده عنوان قهرمانی بوده است. اما در اصل چیزی فراتر از این بود. مردم برای ارزش‌ها و همچنین برای هویت باشگاه به باشگاه احترام می‌گذارند. اما برای قسمت دوم سوال باید بگویم که من به خودم در جوانی توصیه می‌کنم بهترین باش، بهتر انجام بده، بهتر تلاش کن و در کل بهتر از کاری که کرده‌ام باش.

دایان ابوت (سیاستمدار)
انگیزه شما چیست؟ ترس از باختن یا لذت از پیروزی یا خود بازی زیبا؟

تمام این‌ها! البته باید بگویم که من انگیزه ذاتی دارم که به این معنی است که چیزی در درون من وجود دارد که من را به تلاش و پیشرفت ترغیب می‌کند و این واقعیت که من معتقدم در خدمت چیزی بزرگتر از خودم هستم. گرچه همه ما ترکیبی از نفرت برای از دست دادن و باختن و مایل و مشتاق پیروزی هستیم، اما من می‌گویم نفرت از شکست غالب است و این باعث ایجاد زخم‌های بزرگی در قلب شما می‌شود. اگر یک روز کسی قلب من را باز کند، فکر می‌کنم همه شکست‌ها در آن جا جمع شده است.

مایکل روزن (نویسنده)
فکر می‌کنید حضور در فوتبال آن هم در سطح شما، نوعی تفکر و فلسفه به فرد می‌آموزد؟

بله، من معتقدم و می‌گویم بدون فلسفه نمی‌توانید در این سطح کار کنید؛ به نوعی، فلسفه به شما تداوم می‌بخشد. شما راهنما و رهبر هستید و رهبر باید قبل از هر چیزی بداند کجا می‌رود، مگر نه؟

به همین دلیل بسیار مهم است که باید تفکر و ایده روشنی از خواسته تماشاگران و طرفداران داشته باشید و نیز بتوانید آن را با بازیکنان خود به اشتراک بگذارید.
چرا بازیکنان به بعضی مربی‌ها گوش می‌دهند و به بعضی خیر؟ من نمی‌دانم، اما شما به یک فلسفه روشن احتیاج دارید. زیرا به شما یک ثبات نیز می‌دهد. شما همیشه باید بدانید چرا من اینجا هستم؟ چرا این کار را می‌کنم؟ و این در زمانی که شرایط سخت و دشوار می‌گردد به شما قدرت می‌دهد.

کورتنی فرکلتون (رپر)

بسیاری از هنرمندان مانند من به دلیل سبک بازی تیم شما و نیز به دلیل این‌که بازیکنان سیاه پوست را وارد تیم و زمین کردید شیفته آرسنال شدند و از آن حمایت می‌کردند. آیا از آن زمان می‌دانستید که طرفداران متنوع‌تری ایجاد می‌کنید و بر نسل جدید تاثیر می‌گذارید؟

من می‌خواستم به همه دنیا نشان دهم که آن‌چه در زندگی مهم است، این است که شما چقدر خوب هستید و چه کیفیتی دارید، این‌که باید بالاتر از مشکلات و سختی‌ها قرار بگیریم و آن‌هارا شکست دهیم و از پیش رو برداریم.

همیشه معتقدم ورزش یک شایسته‌سالاری بزرگ بوده و فقط بر اساس لیاقت و شایستگی است. بنابراین خوشحال خواهم شد اگر چنین اتفاقی بیافتد و من در آن سهیم باشم. برای من در زندگی این که فرد چقدر خوب باشد و چگونه رفتار کند مهم است نه رنگ پوست او.

پاتریک ماربر (نمایشنامه نویس)

کدام تئاتر یا نمایشنامه موزیکال برای شما بیشتر اهمیت داشته است و آن را دوست دارید؟

باید اعتراف کنم برای تئاتر تا حالا به جایی نرفته‌ام و من اصلا تخصصی در موسیقی ندارم؛ گرچه که بسیار علاقه‌مند به موسیقی هستم و آن را دوست دارم، اما زندگی من کاملا به ورزش اختصاص پیدا کرده است.

به طور مثال بعد از حدود ۲۰ سال وقتی دوستانم به خانه من می‌آیند و می‌گویند مکان‌های دیدنی لندن کجاست و کدام مکان‌ها را بهتر است ببینیم می‌گویم نمی‌دانم! من فقط راه رسیدن به زمین تمرین و استادیوم امارات را بلد هستم و نمی‌دانم در لندن دیگر چه چیزهایی است. این شهر همچون جعبه‌ای است که هرگز آن را باز نکرده‌ام.

منبع:The Guardian
مترجم:امیر عباس شریفی
کاری از گروه فنی آنالیزتاکتیکی

دیدگاهتان را بنویسید