You are currently viewing مغز متفکر آنالیز لیورپول

مغز متفکر آنالیز لیورپول

  • Post category:تحلیل
  • Reading time:2 mins read

لیگ برتر لیگی بسیار رقابتی، فشرده و سنگین است و تیم‌های مدعی و قهرمان عنوان کرده‌اند که با سلاح‌های مختلفی بازی می‌کنند.
یکی از چهره‌های بسیار گمنام ولی در عین حال بسیار موثر باشگاه لیورپول ویلیام اسپیر‌من است؛ فردی که به “سلاح مخفی لیورپول” مشهور است. گرچه نام او به همان اندازه که نام ادواردز بر سر زبان‌ها است مورد توجه همگان نیست، ولی شخصی است که هرگاه مقاله‌ای درباره استفاده و کاربرد داده‌ها نوشته می‌شود نام او به طور حتم در آن وجود دارد.

در دسامبر ۲۰۱۸ وقتی منچستریونایتد ۳ بر ۱ در آنفیلد تحقیر شد، در میهمانی کریسمس باشگاه بعد از این بازی، در ویدئوها کلوپ را در حال رقص می‌‌دیدیم؛ در حالی که اسپیرمن در پشت صحنه همه این‌ها مشغول انجام کارهای جدید و ایجاد اتفاقات چشم‌گیری بود.

اسپیرمن دانشمند است؛ همکارانش در ملوود او را (صندوق آمریکایی) صدا می‌زنند. او در موقع غذا و دورهمی‌ها زیاد در جمع بازیکنان ظاهر نمی‌شود و زیاد با آن‌ها صحبت نمی‌کند؛ به همین دلیل بازیکنان با این که شغل او را می‌دانند ولی زیاد با او و کارهایش آشنا نیستند.

یافته‌ها و نتایج تحقیقات اسپیرمن پیچیده و شگفت‌آور است. این اطلاعات برای نمایش در جلسات تمرینی مناسب نیست و به همین دلیل تیم آنالیز در این زمان دست به کار می‌شوند و داده‌ها را به فیلم و اطلاعات ساده‌تر تبدیل می‌کنند تا بتوانند به بازیکنان نمایش دهند.

هنگامی که کلوپ درباره قدردانی از کادر لیورپول می‌گوید، به مطالب گرگ ماتیسون و جیمز فریچ و نیز هریسون کینگستون و مارک لیلند اشاره می‌کند. افرادی که مطالب مفید و اطلاعات حیاتی را در اختیار او می‌گذارند.

آن‌ها در طول مسابقه با فعالیت زیاد مشغول هستند و از طریق مانیتور و دوربین‌ها همه اطلاعات را ضبط و بررسی می‌کنند تا حتی در بین دو نیمه هم نکات و اطلاعات را به کلوپ برسانند. اسپیرمن معمولا در جایگاه مشاهده می‌شود، او مرد اول این کار است. وی برنامه، نرم‌افزارها و ابزارهای ضبط و تحلیل داده‌ها را طراحی می‌کند و ارائه می‌دهد.

حدود۶۰ درصد وقتش صرف نوآوری و طراحی‌های جدید می‌شود، ۳۰ درصد دیگر  نیز صرف همکاری در پروژه‌های کوتاه‌مدت یا سفارشات است. سفارشات تحلیلی مربی و افراد دیگر که می‌تواند طی چند هفته یا چند ماه انجام دهد، و ۱۰ درصد دیگر وقت او صرف کارهای تکراری و عادی مانند گزارش بعد از بازی و نتایج گزارشات که نتیجه این‌ها می‌شود خرید جدید تیم.

در ۲۰۱۷، زمانی که اسپیرمن از تگزاس به انگلستان آمد، خانه‌ای در نزدیکی ملوود گرفت زیرا مطمئن نبود گرفتن گواهینامه در انگلستان راحت باشد. اسپیرمن به گراهام که خانه اش در چلنتهام است (حدود ۱۴۰ مایلی ملوود) داده‌ها و گزارشاتش را می‌فرستد. هرچند که گاهی و هر چند وقت یک بار گراهام به مرسی‌ساید می‌آید، اما برای ارتباط همیشگی و بی‌وقفه از طریق پیام‌رسان‌ها و راه‌های ارتباطی آن‌ها با هم و نیز با تیم آنالیز و تحقیقات در ارتباطند و این باعث می‌شود حتی وقتی که اسپیرمن در آمریکا است این ارتباط قطع نشود.

فاصله خانه گراهام با خانه واسکت که یکی دیگر از اعضای باشگاه لیورپول است زیاد نیست و او و گراهام معمولا در خانه یکدیگر مشغول انجام کارها هستند. واسکت فیزیکدان نجوم است. او در ۲۰۱۲ به عنوان یک توسعه‌دهنده نرم‌افزار و محقق و نیز یک تحلیلگر آمار شروع به کار کرد. یک تیم ۶ نفره در باشگاه لیورپول وجود دارد. واسکت اولین شخصی بود که توسط گراهام استخدام شد.

گراهام یک ایده‌پرداز فوق‌العاده است و واسکت یک برنامه‌نویس بی‌نظیر. او مدل‌ها و داده‌ها وآمارها را به شکل مناسب تغییر می‌دهد. اسپیرمن در شغل قبلی خود مجبور به تغییر و پاک کردن و تطابق سخت داده‌ها با مدل‌های مورد نظر بود و در این مورد بسیار مشکل داشت، در حالی که واسکت بسیاری از این مشکل‌ها را حل می‌کند.

دافید استیل همچون گراهام متولد ولز است و قهرمان سابق شطرنج نوجوانان. در ۲۰۱۳ او از شرکتPetronas  به لیورپول پیوست. او مسئول کارهای خاص و تخصصی باشگاه است. مارک استیونسن توسعه‌دهنده نرم‌افزار است و داده‌ها را برای بخش‌های دیگر باشگاه آماده می‌کند.

همچنین این محققان و تحلیلگران ابزار‌هایی برای تهویه عالی و مطبوع و نیز آمادگی جسمانی بازیکنان به رهبری آندریاس کرونمایر ایجاد می‌کنند. اسپیرمن با یک ابزار آماری دقیق و عالی به وسیله دوربین‌هایی که هر ۲۵ ثانیه تصاویر و اطلاعات جدیدی می‌دهند، پوشش زمین و ردیابی بازیکنان و حرکاتشان با توپ و بدون توپ را نشان می‌دهد و نیز به کمک منابع دیگر، پکیج آماری و تحلیلی کاملی را ایجاد می‌کند. این ابزارها می‌توانند فاصله بازیکن با توپ را نشان دهند.

 

 

این ابزار‌ها فاصله بازیکن با توپ و بازیکنان دیگر، ودیگر نکات را نشان می‌دهد که برای پرسینگ (که بسیار مورد توجه کلوپ است) ضروری است. لیورپول در آن زمان به یکی از معدود باشگاه‌هایی تبدیل شد که در این موارد یعنی ردیابی و این نوع داده‌ها سرمایه‌گذاری کرده است.

همکاری لیورپول با Skill Corner به معنی این است که آن‌ها حرکات هر بازیکن را تحت نظر دارند و بررسی می‌کنند. اسپیرمن به توسعه ابزاری کمک کرد که می‌تواند به آنالیزو‌های لیورپول این امکان را بدهد که احتمال به ثمر رسیدن گل در هر ۱۵ ثانیه آینده را از هر جای زمین بدست آورند.

واسکت در دسامبر ۲۰۱۲ در سخنرانی خود گفت: ما می‌توانیم بسیاری از بازیکنان جهان را تحلیل و آنالیز کنیم. کالج استیشن یک شهر کالج در آمریکا است که در پشت اولین راه‌آهن تکسان ساخته شده است. جایی در مرکز مثلثی بین شهرهای دالاس و هیوستون و آستین واقع شده است. آموزش و پرورش، منبع اصلی اشتغال در آنجا است و در آخرین سرشماری، بیش از ۱۶۰۰۰ شغل در آن‌جا ایجاد شده بود.

مارک اسپیرمن در دانشگاه A&T (کشاورزی و مکانیک) تگزاس تحصیل کرد و در ۱۹۸۶ با مدرک دکترای مهندسی صنایع فارغ‌التحصیل شد.
تقریبا دو دهه بعد وی به عنوان رئیس گروهی که دارای تجربه بیشتری در دانشگاه بودند به دانشگاه بازگشت. او پس از مدتی متوجه شد با سیاست مدیران و رهبران دانشگاه نمی‌تواند کنار بیاید؛ پس دوباره به کار مشاوره با شرکت خودش Factory Physics برگشت. نام این شرکت برگرفته از نام یکی از کتاب‌های درسی بود که در شمال غربی به چاپ رسانده بود.

همسر اسپیرمن (بلر) یک زیست‌شناس بود. شاید جالب و تعجب‌آور نباشد که یکی از ۳ فرزند آن‌ها از نظر علمی چهره موفقی شود. جیکوب بچه بزرگ‌تر و ربکا کوچک‌ترین بچه بود.ربکا علاقه‌مند به آثار کلاسیک است و در حال حاضر در حال گذراندن دوره PHD خود در دانشگاه شیکاگو است؛ جایی که او به عنوان مربی نیز در آن جا کار می‌کند.

ویلیام اسپیرمن در شیکاگو متولد شد اما به دلیل کار پدرش در ۶ سالگی به کالج استیشن نقل مکان کرد و در سال ۲۰۰۵ در دانشگاه دالاس ثبت نام کرد و در آن‌جا به تحصیل علوم تخصصی در فیزیک پرداخت. پس از یک سال بورس تحصیلی در ژنو، او به آمریکا بازگشت و در هاروارد دکتری خود را در رشته فیزیک ذرات با انرژی بالا به پایان رساند.

اسپیرمن مانند پدرش از دانشگاه دور شد و به صنعت روی آورد. و در سال ۲۰۱۵ به هادل پیوست که یک شرکت تولید کننده ابزار تجزیه و تحلیل عملکرد است که توسط بسیاری از تیم‌های ورزشی آمریکایی استفاده می‌شود. اگرچه اسپیرمن فوتبال آمریکا را تماشا می‌کرد اما کاملا ورزشی نبود. او به دلیل بازی روان و در عین حال پیچیدگی‌های بدست آمده به آن‌چه همگان به آن فوتبال می‌نامیدند علاقه‌مند شد.

 

اگرچه مدت‌ها بود که تجزیه و تحلیل در روند تصمیم‌گیری در بیسبال تثبیت شده بود و انجام می‌گرفت، اما اسپیرمن حس می‌کرد به دلیل نتایج ثابتی که در اثر ضربات در بیسبال، محبوب‌ترین ورزش آمریکایی‌ها، عموما به‌دست می‌آید تجزیه و تحیلی و موشکافی آن‌ها بسیار ساده است.

بیس اول، بیس دوم، بیس سوم، هوم ران (اصطلاحی در بیسبال) و یا اوت. و به عقیده او این مدل‌سازی و داده‌ها بسیار آسان و ساده بود. بسکتبال نیز گرچه از نظر تحلیلی بسیار نزدیک به فوتبال است ولی باز هم به دلایل زیادی بسیار ساده‌تر و آسان‌تر است.

پنج سال پیش او می‌دید که داده‌ها و مدل‌ها و نتایج آن‌ها هنوز آنچنان که باید مطرح و مورد توجه تیم‌های فوتبال نیست و هر باشگاهی استفاده از آن‌ها را قبول نمی‌کند. در ذهن او چیزهای زیادی در مورد فوتبال هنوز وجود داشت. او طعم شیرین این داده‌ها و تحلیلشان و نگاه متفاوت به آن‌ها را دوست داشت.

تجزیه و تحلیل داده‌ها چیزی است که تعداد کمی‌ از افراد به آن دسترسی و توانایی درک و تفسیرشان را دارند و این که او با دید متفاوتی این داده‌ها را ببیند هیجان‌زده‌اش می‌کرد. در سال ۲۰۱۶ در حالی که او بسیار مطرح و توانا شده بود، گراهام و استیل می‌خواستند او را ملاقات کنند و از آن پس ارتباط آن سه نفر که عموما از طریق ایمیل بود شکل گرفت تا این که پس از مدتی گراهام از اسپیرمن پرسید آیا علاقه دارد به یک باشگاه بپیوندد.

گرچه او خانه‌ای در کالج استیشن ساخته بود که می‌توانست از راه دور برای هادل کار کند و نیز تغییر سبک زندگی در انگلیس برایش دلهره‌آور بود، اما نمی‌توانست در برابر پیشنهاد وسوسه‌انگیز و چیزی که پیش‌بینی‌اش را می‌کرد مقاومت کند.

محققان و تحلیلگران در باشگاه‌های فوتبال علاقه‌ای به تبلیغ کار خود ندارند زیرا که ممکن است توسط تیم‌های رقیب مورد استفاده قرار گیرند و اطلاعاتشان پخش شود. اسپیرمن نوآوری را اعتیاد آور می‌داند. لیورپول نمی‌تواند صبر کند و مدام در حال تکاپو و فعالیت و پیشروی است. لیورپول نیز مانند بقیه تیم‌ها مرتکب اشتباهات می‌شود. آنها مالکانی ثروتمند دارند ولی نه به ثروتمندی چلسی و منچسترسیتی. پس آن‌ها باید در راه‌های دیگر و روش‌های دیگر بهتر و هوشمندتر باشند تا بتوانند رقابت کنند و پیروز شوند.

 

ظاهرا چلسی در حال ایجاد تیم تحلیلی امیدوار کننده خوبی است و نیز منچستر سیتی اخیرا ۳ فرد را استخدام کرده است و با دانشمندان دانشگاه منچستر همکاری نزدیکی دارد. اسپیرمن همکارانی قدیمی در لیگ برتر دارد. ملادن سورمان در لسترسیتی و سارا راد در آرسنال که بسیار محترم و با تبهرند.

راد و خاویر فرناندز از بارسلونا به عنوان محقق برجسته فوتبال شناخته می‌شوند. گرچه افراد فکر می‌کنند که اسپیرمن از آن‌ها در این حرفه بهتر است زیرا مدیران و افراد باشگاه بیشتر به او گوش می‌دهند و حرف‌ها و نظراتش را عملی می‌کنند.

هنگامی که اسپیرمن ۳ سال پیش به لیورپول آمد، یکی از بزرگترین ترس‌هایش این بود که جدی گرفته نشود و به داده‌هایش توجه نشود. دوستانش در باشگاه‌های دیگر با مدل‌ها و داده‌های ناقص و نه‌چندان مطلوب و شفاف به دنبال کسب اعتبار برای خود بودند ولی اسپیرمن از همان ابتدا شفاف و کامل و بی‌نقص کارهایش را به‌پیش می‌برد و داده‌ها و مدل را را بیان می‌کرد.

او هر نرم‌افزاری را که حتی دور از ذهن به نظر می‌رسد می‌سازد. به همان اندازه که افراد صاحب‌نظر و مفسران از او می‌آموزند، او نیز درباره حقیقت فوتبال از آن‌ها یاد می‌گیرد. به گفته یکی از منابع: لیورپول پیش است زیرا توانسته تعادل و توازن بین فوتبال و برنامه‌ریزی و اطلاعات را ایجاد کند.

منبع: The Athletic
مترجم: امیرعباس شریفی
کاری از گروه فنی آنالیزتاکتیکی

 

دیدگاهتان را بنویسید