You are currently viewing ورزش‌های دیگر الهام بخش مربیان موفق

ورزش‌های دیگر الهام بخش مربیان موفق

  • Post category:تحلیل
  • Reading time:2 mins read

احتمالا تا به حال در مورد حضور افرادی از رشته‌های مختلف ورزشی در فوتبال چیزهایی شنیده‌اید؛ مثل وقتی که مربی تیم دوومیدانی ایران، در بخش‌هایی از تمرینات تیم ملی فوتبال حاضر شد. یا این که به احتمال زیاد شما هم شنیده‌اید که تماشای مسابقات هاکی برای مربیان فوتبال بسیار تأثیرگذار و الهام‌بخش بوده و پس از آن، این سبک از پرسینگ را وارد فوتبال کرده‌اند.

حال می‌خواهیم مقایسه‌ای بین فوتبال و رشته‌های مختلف ورزشی داشته باشیم. مقایسه‌ای که شاید باعث شود در ذهن شما هم جرقه‌ای زده شده و به این فکر کنید که روش‌های جدیدی برای بازی تیمتان ابداع کنید.

بدون نوبت بازی کن

شطرنج، تنیس، تنیس روی میز، اسنوکر و حتی اسکواش ورزش‌هایی هستند که هر بازیکن یا تیم فقط می‌تواند در لحظه‌ای که نوبتش است تأثیری روی جریان مسابقه داشته باشد. اما در فوتبال این محدودیت وجود ندارد.
در گذشته در کتاب‌های آموزش فوتبال می‌خواندیم که فوتبال عبارت است از لحظهٔ «توپ در کنترل تیم ما است.» و لحظهٔ «توپ در کنترل حریف است.» و این طور تفسیر می‌شد که هر تیم به نوبت توپ را در اختیار می‌گیرد و حالا نوبت آن‌ها است تا حمله کنند. اما واقعیت این است که در فوتبال می‌توانید این قانون را به هم بریزید. می‌توانید با تصاحب توپ‌های برگشتی و قطع توپ، نوبت حریف را از آن خود کنید. یا حتی از نوبت خود استفاده نکنید. بله درست است. برخلاف ورزشی مثل تنیس، می‌توانید از زدن ضربه امتناع کنید.

ژوزه مورینیو در مورد نیمه‌نهایی لیگ قهرمانان سال ۲۰۱۰ می‌گوید:

در آن بازی داشتن توپ برای ما خطرناک بود. پس به بازیکنانم گفتم هر وقت توپ در اختیار شما بود، یا با یک پاس بلند برای مهاجم توپ را سریع‌تر دور کنید یا این که توپ را به اوت بزنید.

 

شاید این دیدگاه جسورانه به نظر نرسد و مسیری شکست خورده باشد، اما با در نظر گرفتن شرایط تیم اینترمیلان منطقی به نظر می‌رسد.
اینترمیلان در سال ۲۰۱۰ بازیکنانی در اختیار داشت که سال‌های آخر بازی‌شان را می‌گذراندند. حفظ توپ نیازمند حمایت از بازیکن صاحب توپ و تحرک زیادی است؛ اما تیم اینتر شرایط مناسب این کار را نداشت. آن‌ها به علت کارت‌های داور، از تعداد کمتری بازیکن بهره می‌بردند و حتی بازیکنان دونده و پرتحرکی هم نداشتند.

حال این شرایط را با ورزشی مثل تنیس مقایسه کنید. اگر یک بازیکن دچار مصدومیت یا درد و یا حتی خستگی شود، می‌تواند از زدن ضربه و بازی کردن روی نوبتش امتناع کند؟

مسألهٔ بدون نوبت بازی کردن، برای تعویض‌ها هم صدق می‌کند. یک شطرنج باز مجبور است برای این که تغییر دیگری روی صفحه ایجاد کند، صبر کند تا حریفش حرکت بعد را انجام دهد. اما در فوتبال سرمربی می‌تواند با سه تغییر پشت سر هم شرایط بازی را عوض کند‌. یا برعکس، صبر کند حریف تمامی تغییرات مورد نظرش را اجرا کند و بعد از آن که نقشهٔ آن‌ها برای ادامهٔ بازی را فهمید، تغییرات لازم را ایجاد کند، یعنی در لحظه‌ای که حریف بعد از آن قادر به انجام تعویض دیگری نیست! بسته به شرایط، سرمربی می‌تواند استراتژی ترتیب تعویض‌هایش را خودش مشخص کند.

بدون محدودیت توپ را نگه دار

در مسابقات بسکتبال، هر تیم فقط بیست و چهار ثانیه فرصت مالکیت توپ دارد. در مسابقهٔ والیبال، هر تیم فقط مجاز به سه لمس توپ در زمان مالکیت است. حتی در فوتسال، فقط یک بار در زمان مالکیت می‌توان رو به عقب با دروازه‌بان بازی کرد. حتی قانونی در بسکتبال وجود دارد که اجازه نمی‌دهد یک تیم دوباره توپ را به نیمهٔ زمین خودی ببرد.


اما در فوتبال یک تیم می‌تواند بدون این محدودیت‌ها صاحب توپ باشد. می‌تواند بازی را به سمتی ببرد که می‌خواهد و حتی ضرباهنگ بازی را تعیین کند. یعنی زمانی که بازیکنان انرژی بیشتر دارند، سرعت بازی را بالاتر ببرند یا بالعکس، زمان خستگی سرعت را کاهش دهند. کاری که در بسکتبال نمی‌توان انجام داد و مسألهٔ توان و انرژی بازیکنان آن‌جا اهمیت بیشتری دارد. این مورد حتی برای اتلاف وقت هم شرایط مساعدی ایجاد می‌کند.

در هر صورت این محدودیت در ورزش فوتبال وجود ندارد. شاید به دلیل استفاده از همین امتیازات و نبود محدودیت‌ها است که سرمربیانی مثل گواردیولا این سبک از بازی را انتخاب کردند.

مزاحمت، راهی به سمت پیروزی

یک تیم والیبال بدون هیچ اختلالی می‌تواند حمله‌اش را طراحی کند. یک دونده یا شناگر بدون مزاحمت مسیر خودش را می‌رود. برای یک تنیسور همه‌چیز به این بستگی دارد که خودش چه طور ضربهٔ بعدی را خواهد زد. اما یک تیم فوتبال باید دائما با واکنش‌های حریف دست و پنجه نرم کند و همیشه همه‌چیز تنها به عملکرد خود بازیکن بستگی ندارد. بازی فوتبال بازی دوئل‌ها است.

تا حدود زیادی برنده شدن در دوئل‌هایی که همیشه و هر لحظه بین بازیکنان فوتبال هست، برنده شدن در بازی را تضمین می‌کند. بازیکن پاسور در والیبال بدون مزاحمت پاس می‌دهد و حمله را طراحی می‌کند. اما آیا طراح حملات در فوتبال هم همین‌قدر می‌تواند بدون مزاحمت حمله را طراحی کند یا باید با درگیری‌ها و قطع مسیر پاس هم کنار بیاید؟


البته این مورد همیشه برای یک تیم فوتبال دردسرساز نیست. سرمربیانی مثل مائوریسیو ساری، کلوپ، والورده و … از این مورد به نفع تیم خودشان استفاده می‌کنند. تیم‌های زیر نظر این سرمربیان با ایجاد مزاحمت دائم برای بازیکنان تیم مقابل، ابتکار عمل را از آن‌ها می‌گیرند و حتی نوبت بازی کردن با توپ حریف را هم با گرفتن توپ از آن‌ها می‌گیرند. باز هم به این نکته می‌رسیم که تیم فوتبال هیچ تضمینی برای داشتن فرصت حمله در جیب خود ندارد.

جریمه‌های سنگین، جریمه‌های شیرین

فکر می‌کنم فقط در مسابقات فرمول یک یا فوتسال می‌توان جریمه‌هایی سنگین تر از جریمه‌های فوتبال بعد از خطای یک بازیکن یا یک تیم پیدا کرد. مثل وقتی که یک راننده بدون این که کسی از او سبقت بگیرد، فقط به دلیل جریمه در زمان، پشت سر یک راننده دیگر قرار می‌گیرد یا بعد از خروج از پیست و تصادف، دیگر به مسابقه باز نخواهد گشت و یا در فوتسال که یک تیم بعد از انجام پنج خطا ممکن است به حریف شانس زدن ضربهٔ پنالتی از نقطهٔ دوم را بدهد.

جریمه‌ها در بازی فوتبال هم ممکن است بسیار سنگین باشند. وقتی یک بازیکن بسکتبال خطا می‌کند، تیم حریف بازی را از خارج میدان شروع می‌کند. اما در بازی فوتبال، بعد از خطا ممکن است تیم حریف شانس زدن یک گل را داشته باشد. حالا زدن یک گل در بازی فوتبال را با جریمهٔ خطا در بسکتبال مقایسه کنید.

جریمهٔ خطا کردن در ورزش بسکتبال تا قبل از رسیدن به سقف خطاها تنها دادن مالکیت به حریف است که ممکن است حتی یک امتیاز هم در پی نداشته باشد. آن هم در ورزشی که هر تیم در بازی معمولا چهل امتیاز به بالا کسب می‌کند. اما در بازی فوتبال حتی زدن یک گل برای هر تیم سخت است. ضربات ایستگاهی بعد از خطا یا حتی ضریات کرنر شانس زیادی به یک تیم خواهند داد. در این ضربات، تیم فوتبال فرصت این را دارد که بدون مزاحمت یک حمله را طراحی کند.

چیزی که در فوتبال سخت پیدا می‌شود؛ به علاوهٔ این که تا حدود زیادی ابتکار عمل را در اختیار دارد و حریف مجبور است به عمل آن‌ها واکنش نشان دهد.
حتی بعضی مواقع اگر محل وقوع خطا به دروازه نزدیک باشد، این فرصت به تیم داده می‌شود که مستقیما گل بزند.

این تفاوت‌ها یا شباهت‌ها هرگز نمی‌تواند به معنای سخت‌تر یا آسان‌تر بودن ورزشی نسبت به ورزش دیگر اطلاعاتی دقیق به ما بدهد. اما با استفاده از این موارد می‌توان در تربیت یک بازیکن فوتبال جزییاتی بیشتری را مورد توجه قرار داد یا حتی برای آمادگی یک تیم فوتبال موارد متفاوتی نسبت به آمادگی در دیگر ورزش‌ها در نظر گرفت.

نویسنده: میثاق شفیعی
کاری از گروه فنی آنالیز تاکتیکی

دیدگاهتان را بنویسید